خرید بک لینک
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: کامیار رستمیان تاريخ: يکشنبه 22 بهمن 1396 ساعت: 1:19

متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

برچسب: نویسنده: کامیار رستمیان تاريخ: يکشنبه 22 بهمن 1396 ساعت: 1:19

از اول هم باید موهامونو اینطوری میکردم تا بعضی ها حس نکن هرجور دلشون میخواد میتونن حرف بزنن ..اخه بگو اصلا من به شما کاری دارم ک میای اینطوری مینویسی :/// ببین نظرتو ثبت نمیکنم ک بفهمی ب شما ارتباطی نداره وااای فندوقی مون یک ساله پیش ماست :) ممنون خداجونیم واسه این فندوق خوووب و نااااز و باحال :) نمیدونم چرا عکس بی کیفیت افتاده :| بنظرتون کدوم منم کدوم مریم ؟^______^ خب خب من سمت چپی ام بهله بعضی ها حس ششمشون درست گفته ... بعدشم اصلا حواسمون نبود که من قبلا روی عکس پروفایلم عکسم ک بود موهام پیدا بود ..پروفایل بعدیمم که با همین شال عکس گذاشته بودم مریم هم با شال مشکیش وهم موهاش ک پیدا بود گذاشته بود :دی باید مثل هم روسری هامون بود انشاءلله مورد بعدی مثل هم میذاریم خخ

برچسب: نویسنده: کامیار رستمیان تاريخ: يکشنبه 22 بهمن 1396 ساعت: 1:19

بچه ها موافقید وبلاگ منو مریم یکی بشه؟؟؟؟
هوووووووم؟
*(^_^)* *(^_^)*
_____________________________________

برچسب: نویسنده: کامیار رستمیان تاريخ: يکشنبه 22 بهمن 1396 ساعت: 1:19

راستشو بخوای خوشم میاد از تکنولوژی که خیلی از من با ادعای انسان بودنم زرنگ تره، میتونه به راحتی دورم کنه از تو ، از خیلیا و میتونه وصلم کنه به خیلیای دیگه،،، عکسایی که دارم میبینم مال زمان خیلی گذشته نیست، نهایتا پنج سال پیش ... با دقت نگاهشون کردم ،،، توی اونا یه نفر امروز رفت پیش خدا یه نفر ازدواج کرد و خوشبخت شد یه نفر خانوادشو گذاشت کنار یه نفر هنوزم سه تا دختر داره و خوشبخته یکیشون یه خونه نقلی گرفته و رفته زیر سقف عشق یکی کنکور داره یکی همدمشو از دست داد و ... و .... و ... زندگی هنوز جریان داره پس ،بخند روزهای مهربانی زندگی

برچسب: نویسنده: کامیار رستمیان تاريخ: يکشنبه 22 بهمن 1396 ساعت: 1:19

خب از اول بخوام بگم که اولین وبم نیست اولیش☟اوشونه ( نوشته های دفترم) اولین پستش هم مربوط به ۶/آذر/۹۵ بود ولی چون زیاد پست نذاشتم و... که در آخر رمزش یادم رفت چی بود :/ و دیگه نتونستم ازش استفاده کنم البته مهم نیست چون نگاهی بهش بندازید قالب درستی هم نداشت یه نظر هم داره که خودمم خخخ خب تا رسید به ۱۵/تیر/۹۶..اوووپس هشت ماه خب زیاد بلد نبودم بیان چطوریه از بچه ها سوال کردم از نیلی (خیلی وقته پست نداشته )،از فافا که رفتش :( ،از اقا وحید ،این اواخر از زری :).. دیگه یادم نیست از کیا سوال پرسیدم ^____^ شما خودتون اولش بلد بودید؟¿!نبودید میدونم :) بعدش دنبال پست بودم که چی بذارم تا که به یه متن قشنگ برخوردم و گذاشتمش ..اگه به پست اولم سری بزنیم میبینیم که نظری نداره :/اخه چرراااااا قالب هم خیلی گشتم که چشمم به قالب خوشگل خورد یهویی عاشقش شدم و تا چند وقتی مهمون وب من بود :) دومین پستمم رو هم یادمه با اقاییم دعوام شده بود یه پست گذاشتم ونیلی فقط کامنت گذاشت ..کامنت ها هم از هیچ دونه کامنت شروع شده الانم زیاد نیست کامنت هام ..عخییی غصم گرفت برا خودم oO خخخ اولین دنبال کننده کی بود؟ :| یه نفر هم اون اولا برای پست هام نظر میداد ولی الان دیگه نع ,نمیدونم چیشده :/ هوم چیشده ؟؟؟!!بله با خودتم :| خاطره ی خاصی هم ندارم ک براتون بگم :) چقدر خوب و یه نکته بگم که وقتی وب میزنید اولاش نمیدونید چی

برچسب: نویسنده: کامیار رستمیان تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 11:54

صفحه بندی